پیوند ها
آمار بازدید سایت

فهرست
یادداشت مترجم
مقدمه: شکاف میان گذشته و آینده
فصل یکم: سنت و دوران مدرن
فصل دوم: مفهوم تاریخ، باستانی و مدرن
فصل سوم: اتوریته چیست؟
فصل چهارم: آزادی چیست؟
فصل پنجم: بحران در آموزش و تربیت
فصل ششم: بحران در فرهنگ، اهمیت اجتماعی و سیاسی آن
فصل هفتم: حقیقت و سیاست
فصل هشتم: تسخیر فضا و مقام انسان
نام کسان به لاتین
یادداش تها و مراجع نویسنده
به طور مسلم هیچ چیز دقیق تر از آن چه گفتیم مفهوم مدرن تاریخ را از
مفهوم باستانی آن متمایز نمی کند؛ زیرا این تمایز به این معنا نیست که دوران
باستان مفهومی کل ی از تاریخ جهان یا بشریت داشته است یا نه. آنچه بیشتر
اهمیت دارد این است که تاریخ نگاری یونانی و رومی، هرچند تفاوت زیادی
باهم داشتند، هر دو مسلم می دانستند که معنا، یا چنان که رومیان می گفتند،
درس هر رخداد، رفتار یا تصادف، به تنهایی و در خود آن رخداد آشکار
می شود. این امر به طور قطع نه علت و نه زمینه ای را رد می کرد که امری
در آن رخ می داد؛ باستانیان، به اندازه ی انسان مدرن، از آنها آگاه بودند. اما
علت و زمینه را در پرتو نوری که خو د رخداد می افکند می دیدند؛ نوری که
بخش هایی مشخص از امور بشری را روشن می کرد. آنها را همچون اموری
دارای هستی مستقل تصور نمی کردند که رخداد تنها می توانست بیان کم و بیش
هرگز تردیدی به خود راه نمی داد که هرچیز که هست یا بوده است، معنایش
پرده «( را در خود دارد و به واژگان، تنها برای نمایان ساختن آن محتاج است
نمایش دادن کارهای بزرگ در حضور « برای ؛) » برداشتن به کمک واژگان
جریان روایت او به اندازه ی کافی آزاد است و به داستان های . » همگان
بسیاری جا می دهد، اما در این جریان، هیچ چیز وجود ندارد که حاکی از این
باشد که امر کلی به امر خاص معنا و اهمیت می بخشد.
برای این جا به جای ی تأکید، اهمیت اساسی ندارد که یونانیان در شعر و
تاریخ نگاری خود، معنای رخداد را در نوعی عظم ت بی مانن د گذرا می دیدند که
یادآور ی پسینیان را توجیه می کرد، حال آن که رومیان تاریخ را همچون
گنجینه ای از مثال های گرفته شده از رفتار سیاسی واقعی می فهمیدند که نشان
می داد سنت، یعنی قدرت و اعتبار پیشینیان، از هر نسل چه می طلبد و گذشته
برای استفاده ی حال، چه چیزی ذخیره کرده است. درک ما از فرایند،
و.........
برچسب های مهم