پیوند ها
آمار بازدید سایت

شهرسازی تحت تاثیر نگرش های مدرن و پسامدرن ورنگ در شهرسازي
با وجوداین تحولاتگستردهدرعرصه معادلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعیو فرهنگی جوامع انسانیدرنیم قرن گذشته و پیدایی دیدگاه های «دوران پسامدرنیسم»، دانش و نگرش هاینوین برنامه ریزی توسعه شهری را به چالشهایجدی تر کشانده است. دراین زمینه، نظریه ها و رویکردهایجدیدی از جمله رویکرد برنامه ریزی راهبردیدرکشورهایپیشرفته و سایر کشورهایجهان از جملهدرایران مطرح شده است که همراه خود، مسائل ومشکلات فراوانی را نیز از جنبه هاینظری وعملیایجاد کرده است. این مسائل از نظر تجارب ملی و جهانی نیز قابلتوجهند.
شناخت ابعاد مختلفاینشیوه برنامه ریزیدرسایر کشورها و تفاوت آن با شیوه هایدیگر، بررسی امکانات و محدودیت هایکاربردی آندرکشورمان را میسر می سازد. درعین حال با شناخت الگوهایبه کار گرفته شدهدرکشورمان و تحلیل و ارزیابی آنها می توان گزینه مطلوب را برایفعالیت هایآتیشهرسازیکشور پیشنهاد داد.
اساس برنامه ریزی نویندرتوسعه و عمران شهرها از نخستین سالهایقرن بیستمدرکشورهایانگلستان وایالات متحده امریکا پی ریزی شد. دراین سال ها دو نظریه پرداز علم زیست شناسیبه نام «پاتریک گدس» و «لوئیس مامفورد» با بهره گیری از اصول بوم شناسی و زیستشناسی به ارائه نظریه ارگانیسمیدرشهرسازیپرداختند و با تلفیقاین نظریه با نظریه کارکردگراییشهرسازیمدرنکهدرمنشور آتن (۱۹۳۳) بر آن تاکید شدهبود، «الگوی برنامه ریزی جامع» یا «برنامه ریزی عقلانی» را ارائه دادند که به عنوانمبانی نظری برنامه ریزی «طرح هایجامع وتفصیلی» بیش از نیم قرن بر فعالیت هایعلمیشهرسازیجهان سایه افکند و تا دهه ۱۹۶۰ ادامه یافت.
این شیوه برنامه ریزی که «برنامه ریزی نوین» نامیده می شود، از جمله دستاوردهای «دوران نوگرایی» شناخته می شود و بر این باور است که خردگرایی و پوزیتیویسم علمی اساس شناخت جهان و تحولات آن است و پیشرفت جوامع انسانی در گرو پیشرفت اقتصادی آنان قرار دارد. همچنین بر مبنای نگرش کلی این شیوه برنامه ریزی، ساختار فیزیکی جوامع شهری در تعیین اولویت های توسعه از بیشترین اهمیت برخوردار است و دولت ها نیز با مشروعیت خود، مسوول اداره این جوامع شناخته می شوند و با دارا بودن حق حاکمیت و مشروعیت خود و استفاده از منابع طبیعی، مجاز به تعیین چارچوب های توسعه و مداخله در پدیده های طبیعی و اجتماعی با یاری برنامه ریزان هستند. به این ترتیب اساس نگرش این شیوه برنامه ریزی، امکان مشارکت عمومی و حضور مردم در تبیین چارچوب و بستر طرح های توسعه شهری را سلب می کند و نقش و سهم دولت ها را پررنگ تر می سازد، به نحوی که دستگاه های دولتی بر
و......