پیوند ها
آمار بازدید سایت

مقدمه
رشد اقتصادي در ايران
توانمندي و موفقيت هر كشوري در صحنه اقتصادجهاني منوط به موفقيت سازمانها، و موفقيت آنها درگرو خلاقيت، نوآوري وكارايي است. بهعبارت ديگر تحول و رشد اقتصادي هر كشور تحت تاثير مستقيمتحول سازمانها و مديريت در آن تحقق مييابد. كشورهايي نظير ژاپن، انگليس وآلمان بدون داشتن منابع توانستهاند با استفاده از قدرت دانش و مديريت كارادر سازماندهي و تخصيص منابع، رشد اقتصادي شگرفي را در بلندمدت تجربه كنند. عوامل موثر بر كارايي و توانمندي سازمانها در دو دسته طبقهبنديميشوند:
1 - عوامل برونسازماني (نظيرساختار بازارها، اندازه و ميزان دخالت دولت در اقتصاد، مشوقها و انگيزههايفعاليت، فضاي كسبوكار و فرهنگ رشد و...).
2 -عوامل درون سازماني (همچون نوآوري و خلاقيت، انگيزش، رهبري ومديريت كارآمد).
وجود عوامل بازدارنده فعاليت در فضاي بيرون ازسازمان و ضعف عوامل درون سازماني، سبب ناكارايي فعاليت سازمانها و پايينبودن بهرهوري در كل اقتصاد خواهندشد. تحقيقات (مجاور حسيني - 1377) نشان ميدهد كه سرمايهگذاري زياد كشورها بويژه كشورهاي توسعهنيافته درتجهيزات و ماشينآلات و نيروي انساني در دهههاي گذشته به دليل پايينبودن بهرهوري، رشد ناچيزي را در اقتصاد آنها بهوجود آورده و درعوض كشورهاييكه سرمايهگذاري و رشد نيروي انساني كمتري داشته ولي از بهرهوري بالاتريبرخوردار بودهاند رشد اقتصادي بيشتري را نظير هنگكنگ تجربه كردهاند.
باتوجه به مطالب فوق در اين مقاله به صورتموردي سعي بر اين است كه عوامل برونسازماني و درون سازماني كه در ايرانعمدهترين موانع در برابر فعاليت سالم و رشد و بالندگي سازمانها و كل اقتصادهستند، معرفي شوند، شايد كه از اين طريق ريشه بسياري از مشكلات كشور نظيرتوليد و اشتغال روشن شود. در ابتداي مقاله مروري آماري بر روند رشداقتصادي در چهار دهه گذشته در ايران خواهيم داشت و در ادامه به مهمترينعوامل بازدارنده برون و درون سازماني فعاليت در سازمانها خواهيمپرداخت.
برچسب های مهم