پیوند ها
آمار بازدید سایت

دو تا پله و بعد از آن راهروی نسبتا بزرگی که پوشیده شده از کاشی های کوچک آبی. شکل اتاق های کوچک
چسبیده به هم این راهرو بیشتر فضای سلول های انفرادی زندان های قدیمی را به ذهن متبادر می کند، نه یک حمام قدیمی. هر چه چشم می گردانی خبری از لنگ های قرمز نیست. نه کسی «خشک!، خشک!» می گوید، نه صفی از مردان بقچه به دست و منتظر به چشم می خورد . فقط و فقط شامپو، صابون، شانه های رنگی به همراه رو شور و سنگ پا که انگار برای فروش گوشه میز چیده شده اند،
نشانه های حمام بودن اینجاست . پیر مردی که پشت میز آهنی نشسته و از تاریخچه اینجا چیز زیادی نمی داند:"این حمام ۱۰۰ سال پیش ساخته شده. تاریخش را درست نمی دانم. ۴۰ سال پیش سرقفلی اینجا را خریده ام." او زمانی را
به خاطر می آورد که در راهروهای این حمام جایی برای سوزن انداختن نبود. پیر و جوان برای گرفتن نمره تلاش می کردند و گاه ساعت ها منتظر می ماندند: «از وقتی خانه ها گاز کشی شدند، کار و بار ما هم کساد شد. تا قبل از آن بعضی ها به خاطر نداشتن نفت اینجا می آمدند، ولی الان بجز چند کارگر ساختمان و پادو مغازه کس دیگری پیدا نمی شود که سراغی از ما بگیرد«.
باریکه نوری که از تنها دریچه نزدیک سقف به داخل حمام می تابد گوشه میزش را کاملا روشن کرده است. انواع
اسکناس های ایرانی و خارجی که سوراخ های ریز گرد، مهر باطلی بر آن نشانده اند، زیر شیشه میزش چیده
شده اند: «از نفری ۱۶ زار پول گرفته ام و کاسبی کرده ام تا الان که قیمت هر نمره ۶۰۰ تومان شده. شاید تعداد مشتریان به ۱۷ - ۱۶ نفر در روز برسد. معمولا همیشه هر ۱۰ تا دوش ما خالی است «.بر خلاف قدیم که زمستان ها کاروبار حمامی ها کساد بود، اوج بیکاری امین در تابستان است: «فقط زمستان ها
کارگرها مجبورند برای شستن خودشان به حمام بیایند، چون تابستان ها می توانند با شلنگ آب یا زیر شیر آب
و.........
برچسب های مهم