پیوند ها
آمار بازدید سایت

قسمتی از محتوا
عصر شنبهای که گذشت فرصتی دست داد تا سری به اتاق فمینیستهای ایران در پالتاک بزنم که آدرس آن را موناهیتا برایم فرستاده بود و اینطور که میگفتند اولین شنبهی هر ماه جمعی دارند و گفتی و شنیدی. موضوع اینبارشان حجاب زنان بود.
موضوعی که توجه مرا بیشتر به خودش جلب کرد این بود که بعضی نظردهندهگان تلاش میکردند و فکر میکنم خودشان هم باور داشتند که وضع زنان ایرانی در دورهی پیش از اسلام بسیار خوب بوده و نه خبری از حجاب بوده و نه انقیاد زنان و هر چه پس از آن آمده چیزی نه "ایرانی" که تحمیلی خارجی یا "انیرانی" بوده. فکر میکنم ریشهی بسیاری از این تصورات به نارضایتیها از وضع موجود بر میگردد که برای بعضی واکنشی به صورت باستانگرایی به همراه دارد. باستانگرایی به معنی قائل شدن به دورهای طلایی و اندیشهای عالی و والا که باید به همان بازگشت، به آنچه که در این دیدگاه "ایرانی"ست.
تلاش من برای سیاه یا سفید جلوه دادن وقایع تاریخی نیست. به نظر من تاریخ هم مانند هر پدیدهی انسانی، خاکستری است. گرایشات غالب هست، روندهای غالب هست، اما "همه یا هیچ" نیست. من چند نمونهی تاریخی را که به موضوع زنان هم ارتباط مستقیم دارد در فکرم هست که همانها را مینویسم، چرا که اصلا جرقهی عصر شنبه را همین موضوع حجاب و روابط پدرسالارانهی دورهی پیش از اسلام، در ذهنم زد.
تا جایی که من میدانم و فکر میکنم چندان دور از واقعیت هم نباشد قدیمیترین سندی که دربارهی حجاب زنان در تمدن بینالنهرین دیده شده مربوط به قوانین جامعهی آشور حدود 1200 پیش از میلاد یعنی 3200 سال پیش است. متن قانون آشوری این محدودیت را برای همهی زنان بجز روسپیان و خدمتکاران الزامی میداند:
بند 1.40 – "اگر زنان یا دختران مردی به کوچه بروند، موهای آنان باید پوشیده باشد. روسپی خودش را نباید بپوشاند. زنان خدمتکار خودشان را نمی پوشانند. پیراهن روسپیان و خدمتکارانی که پوشیده باشند توقیف خواهد شد و 50 ضربه تازیانه خواهند خورد و روی سرشان قیر ریخته خواهد شد".
میدانیم وقتی قبایل آریایی به سرزمین ایران پا گذشتند پیش از آنان حداقل حدود 4000 سال فرهنگ در این سرزمین و همسایگانش وجود داشته و با آمیخته شدن
و..........
برچسب های مهم