پیوند ها
آمار بازدید سایت

قسمتی از محتوا
1-تئوري همزيستي يا وحدت گرا:
بر اساس اين تئوري كارفرما و كارگر به منزله اعضاي يك تيم تصور شده اند كه در منافعي كه حاصل مي شود شريك هستند.
در اينجا ايجاد اتحاديه هاي كارگري غير لازم وحتي عامل اختلاف بين كاركنان تلقي مي شود.
2-تئوري تعارض يا كثرت گرا:
بر مبناي اين تئوري بين كارگرو كارفرما مباينت وتعارض وجود دارد ولي اين تعارض يك پديده طبيعي است و قابل حل است.
1-تعارض صنعتي از اختلاف و تباين سياسي جداست و در نظام هاي حكومتي كاملا پذيرفته شده است.
2-موسسات صنعتي مينياتوري از كل جامعه هستند وهمانطور كه در حامعه عدهاي ،عده ديگررارهبري مي كنند درموسسات صنعتي نيز چنين است.
3-جوامع صنعتي غرب به مرحله بعد از سرمايه داري (حاكميت جمعي) رسيده اند واختلاف كارگر وكارفرما رو به التيام است.
اين تئوري تسلط زيادي بر افكار عمومي در انگلستان دارد و اغلب تحليلهاي روابط كار در اين كشور بر اين مبنا انجام مي شود.
و......
برچسب های مهم